نظام الدين شامى
47
ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى )
فراموش كرده با او وفا نكرد و جهانيان او را هدف تير ملامت و لعنت گردانيدند و امير صاحبقران بر گوشمال و تأديب او قادر بود امّا چون پادشاه را ديده بود و آمده رعايت حرمت پادشاه را ازو درگذاشت و نيز حكما گفتهاند كه التّغافل من شيم الكرام يعنى در بعضى كارها تغافل كردن و سايه بران نينداختن عادت كريمان و بزرگانست و با اينهمه او را بمحاربهء اعدا دعوت كرد اجابت ننمود و قدم در مقام موافقت و مرافقت ننهاد امير صاحبقران كيخسرو را طوى فرموده ! يكديگر خويشى كرده دختر كيخسرو را رقيّه خانيكه از براى فرزند خود اميرزاده جهانگير خواستارى فرمود و مدّتى بعيش و طرب مشغول شدند ذكر لشكر كشيدن امير حسين بجانب امير صاحبقران در ان تأريخ امير حسين لشكرى بسيار با ترتيبى تمام بيرون آورده از قراوناس و شهر سبز گذشته در سالار بولاق فرود آمد و اميران معتبر چون امير موسى و شيخ محمّد و اولجايتو را مقدّمهء لشكر ساخته فرستاد و در عقب قريب بيست هزار مرد فرستاده در بولونكقور فرود آمدند و در ان موضع ملك با دو هزار مرد رسيد و در سوزنگران نشست و جهانشاه با هزار و پانصد مرد در رباط ملك فرود آمد و هزار مرد ديگر بر سر راه پيتى قودوغ در خرمن دزك فرود آمدند و چون كار بنصرت و تأييد حضرت عزّت است جلّ جلاله نه بقلّت و كثرت لشكر امير صاحبقران بموافقت امير كيخسرو با دو هزار مرد مغول توكّل بر نصرت و بارئ حضرت بارى كرده به طرف لشكر امير حسين روان شدند امير صاحبقران با پانصد مرد منقلاى لشكر شده از خواص بيرون آمده بر لشكر جهانشاه شبيخون آورد و ايشانرا پراگنده و زيروزبر گردانيد و هم در ان روز بموضع دزك رسيدند و زمانى توقّف كرده اسپانرا آسايش دادند و اولجاى مغول را با سيصد مرد در ان موضع گذاشتند و امير صاحبقران با دويست مرد سوار شده توكّل بر خداى تعالى كرده و استعانت و يارى از بارى خواسته سى نفر مرد كارديده پيش فرستاد و خود با صد و هفتاد مرد به راه اينجكاقول روانه شد دشمنان چون مقدمهء لشكر ديدند متوهّم شدند و گمان بردند كه لشكر مغول رسيد و قول در عقب است